عضویت / ورود

تابعیت:دختر خویلد بن أسد بن عبدالعزی بن قصی القرشیه الاسدیه

موضوع: 

بیوگرافی:

خديجه، يكي از بهترين زنان بهشتي 

حضرت خديجه كبرى سلام الله عليها، برترين همسر رسول خدا صلى الله عليه وآله و يكى از چهار زن برتر بهشتى است. او نخستين كسى است كه به رسول خدا ايمان آورد و تمام اموال و دارائى‌هاى خود را در راه پيشرفت اسلام هديه كرد.

در باره مقام آن حضرت همين بس كه خداوند به او سلام فرستاده و وعده قصرى بهشتى به او داده است. 

علامه مجلسى رضوان الله تعالى عليه در اين باره مى‌نويسد: " امام باقر عليه السلام از ابوسعيد خدرى نقل مى كند که رسول خدا فرمود: درشب معراج وقتى كه باز مى گشتم به جبرئيل گفتم آيا خواسته اى از من داري؟ گفت: درخواست من اين است كه سلام خدا و مرا به خديجه برسانى، رسول خدا وقتى كه پيام جبرئيل را به خديجه ابلاغ فرمود، در پاسخ گفت: خداى بزرگ مصدر سلامتى است و همه سلامتيها از او است و تمام سلامتيها به او باز مى گردد، و بر جبرئيل درود و سلام."

محمد بن اسماعيل بخارى مى‌نويسد:" جبرئيل خدمت رسول خدا آمد و عرض كرد: اى رسول خدا ! اين خديجه است كه آمده و ظرفى با خود دارد كه در آن، گوشت يا غذا يا نوشيدنى است؛ پس چون نزد تو آمد، از جانب پروردگارش و نيز از سوى من به او سلام برسان و او را به خانه‏اى در بهشت از درّ و ياقوت و طلا كه از هر هياهو و رنجى ايمن است بشارت بده."

محمد بن اسماعيل بخارى در روايت ديگرى نقل مى‌كند كه حضرت خديجه سلام الله عليها و حضرت مريم سلام الله عليها برترين زنان بهشتى هستند:"عبد الله بن جعفر از على (عليه السلام) نقل مى كند كه فرمود: از رسول خدا شنيدم كه مى فرمود: بهترين بانوان بهشت مريم دختر عمران و خديجه است."

بسيار به ندرت زناني در طول جامعه بشري بوده اند كه در دوران زندگيشان درخشيده و بر صفحات تاريخ نام آنها از نظر موقعيتي كه داشتند ماندگار شده است كه حضرت خديجه(س) هم يكي از همين بانوان است كه در جامعه آن روز با همه مشكلات و كوته فكري مردم، اين بانو به دليل موقعيتي كه داشتند و نيز شرف و منزلت و عفت ايشان باعث مي شد كه ديگران نتوانند به محضر آن خانم بي احترامي كنند و هم اينكه از نظر اقتصادي گزارش مي شود به اين كه خانمي ثروتمند بودند و مرداني را استخدام مي كردند و براي تجارت ميفرستادند كه باز اين هم نفوذ و قدرت اجتماعي و اقتصادي حضرت را نشان مي دهد كه در آن زمان از گزارشهاي تاريخي كاملاً مشهود است. 

و البته فراتر از آن، از دوران جاهليت كه جلوتر بيائيم مسئله ايمان آوردن حضرت خديجه (س) به اسلام و به پيامبر اكرم است. از زماني كه ايشان متوجه شخصيت پيامبر اكرم ميشوند شيفته اين وجود مبارك مي شوند كه اين خود نشانه باز و روشن بودن قلب و ضمير حضرت خديجه (س) است است كه جذب رسول الله مي شوند. با اين حال اين موضوع كه وجود مبارك پيامبر ايشان را شيفته مي كند نشان دهنده اين است كه حضرت خديجه (س) تصميم خود را گرفته و مسير خود را مشخص كرده و اگر فقط به مسائل مادي و اقتصادي مي پرداخت هيچ وقت نمي آمد شيفته فردي مثل پيامبر شود كه جسته و گريخته - چنان كه گزارشها نشان مي دهد - از ورقة بن نوفل كه پسر عمويشان بوده و يا از برخي از علماي يهود و مسيحي فقط خبر هايي را در مورد حضرت رسول شنيده بودند. شيفتگي ايشان به پيامبر به خاطر گرايش به حق و حق پرستي بوده كه در اين راه قدم بگذارند و باز در كتابهايي كه شرح حال ايشان را مي نويسند آمده كه ايشان در ميان زنان اولين كسي است كه در آن جامعه جهل و تاريكي و ظلالت كه فقط بت پرستي حاكم بود و دين حق چندان موقعيتي نداشت اسلام را مي پذيرند و به پيامبر اكرم ايمان مي آورند و از حضرت حمايت مي كنند و از دين جديدي كه در آن جامعه تاريك پشتوانهاي نداشت كاملاً حمايت مي كنند و سرمايه شان را در اين راه خرج مي كنند چون مي دانستند كه براي پا گرفتن يك دين جديد و يك حكومت جديد مسئله اقتصادي بسيار مهم است از اين رو ايشان داراييشان را در راه اسلام و پيامبر خرج مي كنند و باز در گزارش و شرح حال حضرت داريم كه هر امري كه از جانب پيامبر مي آمد ايشان اطاعت مي كرد و در مسئله ازدواجشان هم با اينكه حضرت خديجه چنان ثروت و مكنتي داشتند اما طبق گزارشها در مسئله مهريه هم همان مهريه هاي را كه پيامبر براي همسران بعديشان هم تعيين مي كنند كه يك مهريه متوسط و رايج در آن زمان بود ايشان هم همان مهريه را مي پذيرند منتها چون رسول اكرم قادر به پرداخت اين مهريه نبودند حضرت خديجه خودشان ضمانت مي كنند كه اين مهريه را بپردازند كه باز اين هم نشانهاي است از بزرگواري روح خديجه (س).

موقعيت حضرت خديجه تا حدودي اختصاصي است و من فكر مي كنم كه اين هم از موهبتهاي الهي است كه وقتي نقشه خداوند بر آن است كه پيامبري در اين زمان و در جامعه جهل زده شبه جزيره عرب ظهور كند و براي آن كه در آن جامعه اين دين بتواند رشد كند و رهبر اين دين بتواند در بين افرادي كه متصل به زر و سيم بودند و متصل به بتها و مسائل مادي بودند ظهور و شرف و موقعيتي داشته باشد و چشم آنها را بگيرد مي بايست كه يك پشتوانه اقتصادي هم داشته باشد اما خداوند اين پشتوانه اقتصادي را در يك مسير طبيعي قرار داد يعني دست خداوند از پشت صحنه چنان ترسيم كرده كه حضرت خديجه در آن موقعيت زماني بتواند بدون اينكه از موقعيت خود عقب نشيني كند چنين نقشي را ايفا كند. حضرت خديجه از موقعيت اجتماعي و اقتصادي خوبي برخوردار بودند و چون بين افراد هم شناخته شده بودند و معمولاً در آن روزگار موقعيت خانوادگي در بين قبايل بسيار اهميت داشت از اين رو افراد معمولي جرات نمي كردند نسبت به ساحت ايشان بي احترامي يا توهين كنند كه اين خودش خيلي مهم بود. معمولاً براي هر دين وشريعت جديد و براي هر رهبر، داشتن پشتوانه سياسي و اقتصادي ضروري است تا يك قدرت ظاهري داشته باشد تا مردم در برابر دعوتها و سخنان آن رهبر، مطيع باشند و سر تعظيم فرود بياورند. علاوه بر صفات خود رسول اكرم در درستكاري، امين بودن و راستگويي كه در جامعه مشهور بود و اعمال خود پيامبر در طول حياتشان از نظر دعوتهاي طبقات بالاتر جامعه ، از نظر مالي يا از نظر قدرتي پشتوانه بودن حضرت خديجه براي پيامبر اكرم بسيار مؤثر بود.

حضرت خديجه(عليها السلام) سه سال قبل از هجرت بيمار شد. پيغمبر(صلي الله عليه وآله)به عيادت وي رفت و فرمود: اي خديجه(عليها السلام)، "اما علمت انّ الله قد زوجّني معك في الجنّة" آيا مي داني كه خداوند تو را در بهشت نيز همسر من ساخته است؟! آنگاه از خديجه(عليها السلام) دل جويي و تفقّد كرد او را وعده بهشت داد و درجات عالي بهشت را به شكرانه خدمات او توصيف فرمود. 

چون بيماري خديجه شدّت يافت، عرض كرد: يا رسول الله! چند وصيت دارم: من در حق تو كوتاهي كردم، مرا عفو كن. پيامبر(صلي الله عليه وآله) فرمود: هرگز از تو تقصيري نديدم و نهايت تلاش خود را به كار بردي. در خانه ام بسيار خسته شدي و اموالت را در راه خدا مصرف كردي. عرض كرد يا رسول الله! وصيت دوم من اين است كه مواظب اين دختر باشيد و به فاطمه زهرا(عليها السلام) اشاره كرد. چون او بعد از من يتيم و غريب خواهد شد. پس مبادا كسي از زنان قريش به او آزار برساند. مبادا كسي به صورتش سيلي بزند. مبادا كسي بر او فرياد بكشد. مبادا كسي با او برخورد زننده اي داشته باشد. اما وصيت سوم را شرم مي كنم برايت بگويم. آن را به فاطمه مي كنم تا برايت بازگو كند. سپس فاطمه را فراخواند و به وي فرمود:"نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم مي گويد: من از قبر در هراسم از تو مي خواهم مرا در لباسي كه هنگام نزول وحي به تن داشتي، كفن كني." پس فاطمه زهرا(عليها السلام)ازاتاق بيرون آمد و مطلب را به پيامبر(صلي الله عليه وآله) عرض كرد. پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) آن پيراهن را براي خديجه (عليها السلام)فرستاد واو بسيار خوشحال شد. هنگام وفات حضرت خديجه(عليها السلام) پيامبراكرم (صلي الله عليه وآله) غسل و كفن وي را به عهده گرفت. ناگهان جبرئيل در حالي كه كفن از بهشت همراه داشت نازل شد و عرض كرد: يا رسول الله، خداوند به تو سلام مي رساند و مي فرمايد: "ايشان اموالش را در راه ما صرف كرد و ما سزاوار تريم كه كفنش را به عهده بگیريم."