عضویت / ورود

تابعیت:عراق 

موضوع: شخصیت های اسلامی معاصر

بیوگرافی:

آنچه كه در پي مي آيد يادي و يادماني از شهيده بزرگوار، بنت الهدي است كه عمدتا بر اساس خاطرات «ام جعفر» همسر مكرمه علويه شهيد بنت الهدي (رحمة الله عليها)، در دهه اول ماه محرم الحرام به دنيا آمد و از همان زمان تولد با صبر و جهاد آشنا بود؛ زيرا در ماه مصائب متولد شد و شش ماه پس از تولد، پدرش آيت الله سيد حيدر صدر وفات يافت. نام او را آمنه گذاشتند. وي در خانواده اي سرشار از محبت و ايمان و رابطه اي محكم ميان اعضاي آن در ميان دو برادر مهربان و مادري والا تربيت يافت و از علم معرفت آنها بهره گرفت. وي هميشه مي گفت، «عاشق علم و معرفت بودم و هر نوشته اي را كه به دستم مي افتاد، مي خواندم.» وي هميشه دنبال يادگيري بود. سيد شهيد (صدر) بر تربيت ايشان بر اساس اصول اسلامي و جهادي نظارت مي كرد تا زندگي او را وقف خدمت به اسلام و مسلمين و برافراشتن پرچم حق نمايد. وي از الهامات و كرامات فراواني برخوردار بود و اطلاعات زيادي از آنچه كه در اطرافش مي گذشت؛ داشت، به هر سؤالي كه از وي مي شد ؛ پاسخ مي داد و پاسخ هاي وي قانع كننده و موجه بودند. بسياري از زنان نزد وي مي آمدند. تا در موارد امور ديني و دنيوي و همچنين در مورد واجبات حج و خمس سئوالات خود را بپرسند و پاسخهاي مناسب را بگيرند.

ايشان بسيار ساده پوش و عفيف بود و پيوسته تكرار مي كرد كه زيبايي فقط به ظاهر نيست ؛ بلكه زيبايي حقيقي، زيبايي روح و عقل و ايمان است. رفتار او در دوران كودكي شباهتي به همسن و سالانش نداشت. مادر فاضله اش مي گفت، «هرگز آمنه را به صورت يك دختر بچه نديده ام. با همسن هاي خود مشغول بازي نمي شد؛ بلكه هميشه با بزرگ تر از خود همصحبت بود.» در سن دوازده سالگي مجله اي به نام «جامعه» را كه يك مجله فرهنگي ديني بود؛ براي زنان مسلمان نوشت. علويه بنت الهدي بافندگي و خياطي را خوب مي دانست و براي برادر زاده هاي خود لباس مي دوخت. دستپخت ايشان هم زبانزد همه بود و غذاهاي مشهور عراقي مانند كوفته و دلمه و خورشت بادمجان را مي پخت ؛ زيرا درب خانه سيد شهيد (ره) در همه وقت براي ميهمانان باز بود و علويه شهيد بنت الهدي (ره) با همسر شهيد صدر، علويه ام جعفر در تهيه غذا براي ميهمانان همكاري مي كردند. 

ايشان هر سه شب مراسم احياي شبهاي قدر را به همراه گروهي از خواهران مؤمن برگزار مي كرد و دعاي جوشن كبير و قرآن و ساير ادعيه شبهاي قدر را مي خواند و خواهران به همراه ايشان اين دعاها را مي خواندند، اين مراسم به علت ترس از رژيم ديكتاتوري صدام، به صورت مخفيانه برگزار مي شد و پس از پايان مراسم، همه با هم سحري صرف مي كردند و با اخلاص تمام براي روز بعد، نيت مي كردند. وي به سفر حج مي رفت تا فرهنگ بيداري را در ميان خواهراني كه همراه وي به سفر مي رفتند؛ تبليغ كند. خداوند متعال، فريضه حج را مقرر فرمود تا مردم ضمن انجام اين فريضه، در مكاني جمع شوند كه محل نشر دين و فرهنگ مسلمانان و اتحاد مردم اعم از سفيد و سياه و غني و فقير باشد. علويه شهيد با اعتقاد به اين اصل، نقش جهادي و راهبردي خود را انجام مي داد. طي اين سفرها، گاهي خواهراني همراه وي بودند كه برخي از آنها قبل از سفر ايمان و تقواي محكمي نداشتند و بعضي هم بي حجاب بودند؛ ولي پس از اين سفر، با ايمان و تقواي كامل به ديار خود باز مي گشتند.

وي براي سيد شهيد بهترين خواهر بود و در تمام زمينه هاي سياسي و اجتماعي و ديني با وي مشاركت مي كرد و مانند مادري مهربان نسبت به او با محبت و شريك غم و ناراحتي هاي او بود. در تصحيح كتابهاي ايشان پيش از چاپ كمك و درباره نوشته هاي خود و هر كاري كه مي كرد؛ با ايشان مشورت مي كرد و نظر او را مي خواست. همچنين سيد شهيد(ره)، نظر علويه شهيد را در بسياري از امور مي خواست و به نظريات صواب و صحيح او عمل مي كرد.

وي در اداي فريضه نماز عادت خاصي داشت و وضو را طولاني مي كرد. در نماز خود بسيار محتاط بود و واژه هاي نماز را با مخرج هاي صحيح مي خواند؛ قنوتش طولاني بود و نماز نافله به جا مي آورد و سعي مي كرد نماز را با اطمينان و آرامش بخواند و ترجيح مي داد كه در جاي آرام و به دور از سر و صدا نماز بخوابد.

وي در بسياري از اوقات قرآن را ختم و اين ختم را گاهي به پدرش و گاهي به برادرش و يا يكي از اهل بيت هديه مي كرد. وي استعداد فوق العاده اي در خواندن قرآن با سرعت و صداي بلند داشت.

علويه بنت الهدي (ره) اتاق كوچكي در منزل سيد شهيد(ره) داشت ؛ چون او و مادرش به خاطر علاقه اي كه به سيد شهيد داشتند؛ با وي زندگي مي كردند. همچنين وي مي خواست كه در جوار حضرت اميرمؤمنان علي (ع) باشد. هنگامي كه فشار امنيتي و سياسي بيشتر مي شد؛ شكايت و ناراحتي نمي كرد ؛ بلكه تا آنجا كه مي توانست صبر مي كرد و در اتاق خويش رو به قبله مي نشست و دعا و ناله مي كرد. گاهي آن قدر گريه مي كرد كه همه دستمالهايش خيس اشك مي شدند. شكايت و ناراحتي خود را در مقابل هيچ كس آشكار نمي كرد؛ مگر در برابر پروردگار خويش. فشار امنيتي و سياسي و اجتماعي عليه ايشان بسيار زياد بود و برخي از افراد، از رفتارهاي او انتقاد مي كردند و قدر و منزلت وي را زند خداوند متعال درك نمي كردند. در يكي از روزها علويه شهيد (ره) به همراه علويه ام جعفر به مجلس عزاداري حضرت امام حسين (ع) رفتند. هنگام ورود به مجلس همه خواهران حاضر به جز معدودي به احترام آنها از جا بلند شدند. آنها هيچگونه توجهي به اين كار نكردند و تا آخر وقت در مجلس ماندند. هنگام بازگشت به خانه، در مورد اين جريان از علويه شهيد بنت الهدي سئوال شد و ايشان گفت، «پيش بيني مي كردم كه اين حادثه اتفاق بيفتد، ولي امور دنيوي اهميت ندارند و دوست ندارم با كسي قطع رابطه كنم.»

وي سرگرمي هاي گوناني داشت كه تا حد خلاقيت ونوآوري مي رسيد؛ از جمله نظم شعر كه در اين زمينه سيد شهيد (ره) به وي مي گفت، «شما موهبت و استعداد خاصي داريد كه من ندارم و آن نظم شعر است.» وي از كودكي به نظم شعر مي پرداخت و آنها را حفظ مي كرد و به آساني مي توانست احساسات خود را در قالب ابيات شعري موزون و با احساس بيان كند. وي شعرهاي زيادي داشت ؛ از جمله ابياتي در عشق به خداوند متعال و محبت اهل بيت (ع) همچنين قصيده اي در مورد حج سروده است كه در كتاب وي به نام «اعمال حج» درج شده است. قصيده ديگري نيز در مورد نماز دارد كه در مقدمه كتاب «آموزش نماز» بر اساس فتواهاي سيد شهيد (قدس سره) چاپ شده است. همچنين قصايد ديگري سروده است ؛ از جمله قصيده اي در رثاي برادرش آيت الله سید اسماعيل صدر(ره) كه در مجلس ختم وي توسط مداح خوانده شد و همه حاضران تحت تأثير آن قرار گرفتند و گريه كردند.

وي همچنان مقاوم بود و مصيبتها و سختي ها بر وي اثر نداشتند. در برابر بازداشتهاي پي در پي سيده شهيد (ره) ايستادگي و از وي حمايت مي كرد و طاغوتيان را به چالش مي كشيد و مظلوميت برادرش و همه ياران وي را فرياد مي كرد. هنگامی که در ۱۷ خرداد ۱۳۵۸ شمسی سید محمدباقر صدر به فرمان صدام حسین، حاکم دست نشانده و طاغوتی عراق، دستگیر شد. بنت‌الهدی هنگام دستگیری برادرش، تا خیابان اصلی خانه‌شان جلو آمد و تصمیم گرفت تا برادر را همراهی کند، اما گماشتگان بعثی اجازه این کار را ندادند و وی در همان مکان فریاد برآورد و سخنرانی شگفت‌انگیزی ایراد نمود. سپس، رو به برادر کرد و گفت:«من بر نمی‌گردم و می‌خواهم مانند حضرت زینب (س) که برادرش حسین (ع) را همراهی کرد، همراه تو باشم.»

پس از انتقال برادر با تکبیرهای بلند، فریاد می‌زد:«شما از چه می‌ترسید، از یک مشت کتاب و مقاله، شما از بیداری مردم مسلمان می‌ترسید، ولی بدانید مردم بیدار شده‌اند.»

به دنبال آن، به حرم علی بن ابی طالب رفت و شبانه در آنجا سخنرانی کرد و مردم را به گریه واداشت. فردا و فرداهای دیگر هر روز به آنجا می‌رفت و سخنرانی می‌داشت. سرانجام، حرکت‌های روشنگرانه بنت‌الهدی، برادر را از زندان آزاد کرد، اما دیگر بار در ۱۷ فروردین ۱۳۵۹، حکومت بعثی عراق، بنت‌الهدی را، یک روز پس از بازداشت برادرش آیت‌الله صدر، دستگیر نمود و آنان را به سختی شکنجه داد. همواره در جمع زنان می‌گفت:«اسلام غریب است و دلسوز کم دارد.»

وي انواع بلاها و مصيبتها را با صبر و گشاده رويي مي پذيرفت و مي گفت، «همه اينها در برابر چشمان خدا و در راه خداست.» و با همه وجود در راه خود تا پای جان پیش رفت. سرانجام، بنت الهدي صدر به همراه برادر بزرگوارش پس از تحمل شكنجه ‏هاي طاقت‏ فرساي مزدوران بعثي عراق در ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ سه روز پس از آخرین دستگیری، به گونه دردناکی به شهادت رسيد و پیکر وی در قبرستان وادی‌السلام شهر نجف در مقبره خانوادگی خاندان صدر به خاک سپرده شد. پس از آنکه صدام، بنت الهدی را به قتل رساند، بعضی به او گفته بودند: چرا خواهر صدر را به قتل رساندی؟ او در پاسخ گفته بود:«من قضیه حسین را تکرار نمی‌کنم. زینب بعد از برادرش، زنده ماند و یزید و آل‌امیه را رسوا کرد».

سوابق تحصیلی:

وی تحصیلات خود را در زمینهٔ فقه، علم حدیث، اخلاق، تفسیر و سیره نزد برادرش محمدباقر دنبال کرد. و به درجه اجتهاد رسید.

سوابق شغلی:

پرورش دختران از طریق برپایی کلاس‌های درسی و همایش‌ها و ترویج حجاب در میان بانوان.

نظارت بر مدارس الزهرا در شهر کاظمین و نجف

پرچمدار آموزش اسلامی بانوان در عراق از طریق تالیف مقالات و داستان

آثار:

از بنت‌الهدی نوشته‌های فراوانی به یادگار مانده‌است که برخی از مهم‌ترین آنها به شرح زیر است:

•در جستجوی حقیقت

•خانه گمشده

•دیدار در بیمارستان

•دو زن و یک مرد

•شخصیت زن مسلمان

•فضیلت پیروز است

•سختی و فراخوانی

•بر بلندی‌های مکه: خاطرات و مقالات

•زن در کنار پیامبر

•ای کاش می‌دانستم