چاپ کردن این صفحه

روز خبرنگار بهانه ایست برای نگاه به وضعیت خبرنگاران زن در افغانستان، چرا که خبرنگاری در افغانستان، کاریست دشوار و متاسفانه با گذشت هر سال خشونت ها علیه خبرنگاران افزایش می یابد. در این میان زنان خبرنگار با مشکلات بیشتر از مردان رو برواند. آنان بیشتر از مردان طعم تلخ مشکلات را می چشند و با آن دست و پنجه نرم می کنند.

دید مردسالارانه در جامعه سبب شده تا زنان نتوانند آزادانه به کار خبرنگاری بپردازند چرا که حساسیت های اجتماعی نسبت به زنانی که در محضر عام کار می کنند، در مقایسه با آن های که در اداره ها به کار مشغول هستند، بیشتر می باشد.

کار خبرنگاری در افغانستان برای زنان حرفه ای دشوار است. البته این پدیده ای تازه نیست و از نخست روزهای فعالیت این قشر در بخش ژورنالیسم با آنان همراه بوده است.  در این مطلب نگاه کوتاهی داریم به سابقه فعالیت زنان افغانستان در عرصه ژورنالیسم و مشکلات پیش روی آنان، سپس وضعیت حالی را بررسی نموده و چالش های پیش روی آنان را مرور خواهیم کرد. اما در نخست نگاه کوتاهی به فعالیت  زنان در دنیای ژورنالیسم در افغانستان.

ابتدای فعالیت زنان در عرصه خبرنگاری

آغاز فعالیت زنان در حوزه ژورنالیسم به سال های 1300 هجری شمسی باز میگردد. درست در همین سال در زمان امان الله خان اولین مجله اختصاصی برای زنان تحت نام ارشاد النسوان، در آسمان مطبوعات کشور درخشید. این نشریه تحت نظر ملکه ثریا همسر امان الله خان منتشر می‌شد. از نامش واضح است كه اين جريده براي تعليم زنان افغانستان تاسيس شده بود، و اين نشريه در جهت تنوير و اذهان و افكار توده هاي مردم، به خصوص زنان مظلوم افغانستان سخت تاثير داشت.

در صفحه اول عنوان اخبار، به حاشيه راست نوشته شده و مقابل آن به حاشيه چپ نام مدير و سر محرر آن آمده بود. سپس سرمقاله و طور معمول، روز، ماه و سال همان شماره و اين بيت درج شده بود:   خانه ام ارشاد النسوان مي كند / اين قدر ها وصف عرفان مي كند 

اين جريده در چاپخانه سنگي در كاروان سراي ده افغانان کابل چاپ می شد. ارشاد النسوان در ابتدا در چهار صفحه و پس از نشر شماره دوازدهم در هشت صفحه نشر مي شد. درين جريده مطالب رنگارنگ نشر ميگرديد؛ ولي موضوعات عمده آن را صحت زنان، اخلاق، آشپزي، خياطي و تربيه اطفال تشكيل ميداد و نیز اين جريده از پيشرفت و انكشاف فرهنگي زنان جهان و كشور هاي مسلمان و همسايه نیز بحث می کرد و همين طور خبرهای مربوط به امور زنان افغانستان مثل ميله ها و سرگرمي ها را نيز نشر مي كرد. با اين تفكر عالی، ارشاد النسوان منتشر ميگرديد؛ ولي بعد از ختم دوره ی امان الله خان، از نشر باز ماند. هرچند برخی می گویند تا زمان ورود مجاهدین به کابل این نشریه گاه گاهی چاپ می شد.

از آن روز(ختم پادشاهی امان الله خان) به بعد زنان با ترس بسیار به فعالیت های خبرنگاری ادامه دادند. از آن روز به بعد رسانه های افغانستان به سه شکل، آزاد، نیمه آزاد و تحت سانسور شدید به کارشان ادامه داند. دیگر کار برای زنان در بخش ژورنالیزم و فعالیت های رسانه ای دشوار شد.

چنان که بیان شد بعد از دوره ی امان الله خان وضعیت خبرنگاری، خصوصن برای زنان رو به نابودی رفت. هرچند محدود زنان در زمان ظاهر شاه، داود خان، خلقی ها و مجاهدین در بخش خبرنگاری کار می کردند، ولی فعالیت های آنان سرکوب می شد. هرچند به گفته ی برخی ها ارشاد النسوان در دوره های بعد تا ورود مجاهدان به کابل نشر می شد، ولی در کل وضعیت زنان خبرنگار بحرانی بود. خصوصا در دهه شصت و هفتاد. در این دو دهه زنان خبرنگار به صورت وحشیانه سرکوب، توهین و تحقیر شدند. هرچند رژیم کمونیستی با فعالیت زنان خبرنگار در صورت که علیه شان نمی نوشتند مشکل نداشت؛ ولی مردم به زنان و دختران شان که در این رشته کار کرده بودند، دیگر اجازه نمی دادند در این بخش کار نمایند. زیرا به نظر آنان کمونیست ها کافر بودند. با آن هم تعداد از زنان و دختران حتا در زمان طالبان در این بخش کار کردند. بیرون از شهر در دهات نیز زنان بودند که وظیفه ی خبرنگاری و خبر رسانی را به عهده داشتند. زنان که اکنون نام ونشانی از آنان باقی نیست.  

در دهه ی هفتاد بعد از آمدن مجاهدین به کابل، اکثر کارمندان مسلکی رادیو و تلویزیون ملی، افغانستان را ترک کردند که تعدادی از زنان نیز در میان شان حضور داشتند. هنگامی که طالبان اداره ی کابل را به دست گرفت تلویزیون را حرام اعلام کردند و دیگر هیچ زنی حق کار در رسانه ها را نداشت. خانم صفحیه رحیم یکی از استادان دانشگاه کابل درباره آن دوران میگوید وقتی طالبان کابل را تصرف کردند، ما جوان بودیم و به ما اجازه داده نمی شد بدون محرم به بیرون از خانه برویم. اگر محرمی هم با ما بود، باید چادر به سر می داشتیم. به گفته خانم رحیم، آنان از ترس طالبان بشقاب ماهواره را در چوب خانه پنهان کرده و رویش اشغال انداخته بود تا مبادا به چشم طالبان بخورد. او میگوید شب وقتی هوا تاریک میشد فرش و اشغال را از بالای دیش برداشته و از طریق ماهواره به اخبار گوش میدادیم. این وضعیت تا حمله ی امریکا به افغانستان و بیرون راندن طالبان و تشکیل حکومت موقت ادامه یافت.

فعالیت زنان خبرنگار در زمان حامد کرزی و دهه دموکراسی

بعد از تشکیل حکومت جدید به پشتیبانی جامعه ی جهانی در افغانستان، زنان در عین ناباوری به فعالیت های رسانی چو دیگر بخش ها شروع به کار کردند و امروز هزاران زن در رسانه های چاپی، صوتی و تصویری مشغول به کار هستن وصدها دخترجوان در دانشکده های خبری در حال تحصیلند.

به صراحت می توان گفت بعد از سقوط حکومت طالبان و تشکیل حکومت جدید به رهبری حامد کرزی، یکی از بخش های که پیشرفت قابل ملاحظه ی داشت، رسانه ها و آزادی مطبوعات در کشور بود. در این مدت صدها نشریه چاپی و ده ها رادیو و تلویزیون در کشور و در سطح جهانی، ملی و محلی ایجاد شد. قانون رسانه ها تدوین شد و قانون اساسی افغانستان در ماده ی سی وچهار آزادی بیان را از خطر مصون شمرد. با پیشرفت رسانه ها و ازادی بیان در کشور، تعداد زیادی از زنان در بخش های گویندگی، تهیه برنامه، تهیه گزارش، و غیره مشغول فعالیت شدند.

سیزده سال  قبل در افغانستان هیچ زنی حق حضور در رسانه ها را نداشت، ولی امروز عملا در رسانه ها کار می کنند و عملا آنان را می بینم که همچو مرد ها برای تهیه گزارش به شهر و حتی ولایت ها می روند. در این مقطع از زمان خبرنگاران زن افعانستان در عرصه های ملی و بین المللی جوایز معتبر را کسب کردند و تعریف دیگری از افغانستان به جهانیان ارایه کردند.  درسال 2008 فریده نیکزاد خبرنگار برجسته ی افغان جایزه ی خبرنگار شجاع زن را از سوی بنیاد بین المللی رسانه ی زنان به دست آورد. چند سال بعد از آن خانم نیجه ایوبی این جایزه را به نام افغانستان به ثبت رساند. قابل ذکر است در سال 1999 شریفه اخلاص نیز این جایزه را به دست آورده بود.

 این ها همه نمونه ای از دست آورد زنان خبرنگار در افغانستان است. علی رغم آن متاسفانه خبرنگاران هنوز در عموم دچار مشكلات زيادي اند مخصوصا خانم ها با چالش هاي بيشتري مواجه اند. با وجودي كه 14 سال از اعلام آزادي مطبوعات در افغانستان مي گذرد؛ اما وضعيت خبرنگاري هنوز هم يكي از مشكلات عمده كار رسانه اي به شمار مي آيد و در این میان خانم ها بيشتر در بن بست قرار دارند و بيشتر مورد خشونت (ضرب و شتم، تهديد و حتي قتل) قرار ميگيرند.

مریم خموش عکاس خبری افغان که به صورت آزاد کار می کند و از طریق فروش عکس هایش مخارج زندگی اش را تامین می کند، در مورد کارش و اینکه چطور به این شغل روی آورد می گوید: "مشكلات جامعه من را وادار ساخت تا به شغل خبرنگاري روي بياورم كه مدت هفت سال ميشود در عرصه خبرنگاري و بخش هاي مختلف ايفاي وظيفه مي نمايم، در اين جريان خاطرات تلخ و شیرین فراوان دارم. مخصوصا بعد از زمانيكه به بخش فوتوژورناليزم روي آوردم؛ ولي متاسفانه خاطراتم بيشتر تلخ بود تا شیرین!"

خانم خموش با وجود مشکلات فرارو از مسلک خود راضی است و می خواهد تا آخر در این بخش کار کند. "از شغل خود راضي هستم؛ مشكلاتم زیاد است، ليكن كوشش ميكنم مبارزه كنم تا الگوي خوبی براي ديگر خانم ها باشم تا ديگر دختر خانم ها جرات پیدا كنند و پا به اين عرصه بگذارند و صدایشان را به گوش جهانیان برسانند"

چالش های فراروی زنان ژورنالیست در افغانستان

طوری که در فوق شرح داده شد، در کل خبرنگاران با مشکلات بسیاری روبرو هستند؛ ولی مشکلات زنان خبرنگار به دلیل سنتی و نا امن بودن کشور بیشتر محسوس است که در ذیل به چند مورد اشاره می شود.

1-    مشکلات امنیتی: زنان خبرنگار از نا امنی ها به شدت رنج می برند. در برخی موارد حتی کشته و زخمی می شوند. تهدید که یک امر عادی است و هر روز از سوی افراد گوناگون تهدید می شوند که به کارشان در این بخش خاتمه دهند. در جریان دور اول انتخابات 1393 آنیا نیدرینگهاس، عکاس آلمانی خبرگزاری آسوشیتدپرس توسط یک پلیس افغانستان در ولایت خوست کشته شد و کتی گنون همکار وی زخمی شد. در مورد  دیگر پلوشه توخی خبرنگار جوان کشور در مزارشریف از سوی افراد ناشناس با ضرب چاقو به قتل رسید. در سال 1394 حمیده وفای که برای رادیو نسیم در دایکندی کار میکرد، به دلیل تهدیدات از سوی برخی مقامهای محلی دایکندی از وظیفه اش کناره گیری کرد. زمستان سال 1394 در دایکندی افرادی تحت نام داعش در منطقه وطمه ولسوالی خدیر به یکی از آموزشگهاه های خصوصی حمله کردند و معلمین و دانش آموزان را ضرب و شتم کردند. قرار بود در همان شب در خبرهای رادیو نسیم این گزارش منتشر شود؛ ولی به دلیل تهدیدات افراد و اشخاصی حتی از درون حکومت محلی خانم وفای نتوانست گزارشی در این مورد تهیه کند. هرچند روزهای بعد وی این قضیه را پی گیری کرد؛ ولی به دلیل تهدیدات خودش از وظیفه خبرنگاری کنار رفت.

2-    ممانعت های خانوادگی: متاسفانه سطح سواد پایین باعث شده است تا اکثر مردم درک درست از رسانه و خبرنگاری نداشته باشند. با آنکه شانزده سال از تشکیل حکومت جدید می گذرد، متاسفانه هنوز به زنان و دختران را به دید دیگری می بینند. اکثر خانواده ها اجازه نمی دهند دخترانشان کارهای خبرنگاری نمایند، خصوصا در تلویزیون. وقتی با خانواده ها در این مورد صحبت میکنم، مساله اسلام را به میان می آورند و می گوید که کار کردن یک زن در رسانه شرم است و گناه.

3-    دید مردسالارانه در جامعه: متاسفانه  دید مردسالارانه باعث شده است تا زنان افغانستانی در عرصه اجتماعی به انزوا کشیده شوند. زنان افغانستان استعداد خوبی در بخش ژورنالیسم دارند؛ ولی  استعداد آنان زیر غیرت افغانی و دید مردسالارانه ی زورمندان نابود می شود. زنان خبرنگار به جای کار خبرنگاری و بیان واقعیت های جامعه روز و شب را به نان پختن و خانه جاروب کردن سپری می کنند. چرا که هنوز خیلی ها به این باورند که زنان نمی توانند در بخش ژورنالیسم به درستی کار کنند، در حالی که آنان درخشش خوبی داشته اند و وظیفه ای که بر دوششان محول شده را به خوبی انجام داده اند.

4-    اذیت و آزار خیابانی:مشکل دیگری که باعث می شود زنان خبرنگار از کارشان دست بردارند و یا خانواده یشان آنان را مجبور به این کار نمایند، اذیت و آزار خیابانی است. افراد ولگرد که همیشه در کوچه ها و خیابان ها قدم می زنند با دیدن زنان خبرنگار که معمولا آنان را در تلویزیون دیده اند، به آنان نیشخند می زنند و آنان را مورد تمسخر قرار می دهند یا در برخی موارد سر راهشان سبز می شوند و هرچه به دهنشان آمد می گویند. ممکن است از مردم عادی بی سواد جای گلایه نباشد ولی چنین اذیت و آزاری حتی در بین تحصیل کرده ها رواج دارد. زنانی که در تلویزیون ها در بخش تهیه گزارش کار می کنند نیز از این مشکل رنج می برند و می گویند که رفتار مردم باعث شده است تا خانواده قیودات بیشتری بر ما وضع نمایند. بسیاری اوقات در یک سیمینار علمی یا نمایشگاه هنگامی که یک خبرنگار زن با دوربین وارد می شود چشم همه بسوی اوست و هر کس در مورد وی تحلیلی می کند. از لباس گرفته تا آرایش و برخورد او با مردم را نقد میکنند و نیشخند میزنند.

به هر صورت زنان خبرنگار در جامعه ی افغانستان مشکلات زیادی دارند که فقط به چند نکته ی آن اشاره شد. متاسفانه جناب کرزی در سیزده سال حکومتش برای حل و یا کاهش مشکلات زنان خبرنگار کدام اقدام جدی نکرد. حال باید دید که میراث داران وی در این مورد چه خواهند کرد؟ این که آنان چه خواهند کرد را گذر زمان پاسخ خواهد داد.

راه حل چیست؟

مشکلات زنان خبرنگار راه حل دارد؛ ولی رسیدن به این هدف زمان گیر خواهد بود. می توان گفت که مشکلات زنان خبرنگار در افغانستان را زنان خبرنگار در بسیاری از کشور های پیشرفته نیز دارند. ولی اگر دولت اراده ی نیرومند در این زمینه داشته باشد، می تواند مشکلات آنان را به حداقل کاهش دهد. اگر در این بخش ها گام های عملی برداشته شود مشکلات زنان خبرنگار به حداقل کاهش خواهد یافت. مثلا بايد نهاد هاي حمايت كننده براي خبرنگاران بيشتر ايجاد گردد و دولت از آنان حمایت نماید، اشتراك خبرنگاران به خصوص زنان در بورس هاي تحصيلي وشغلی، مشاركت زنان در تصميم گيري ها، تامين امنيت، بيمه خبرنگاران، رشد ظرفيت و در ضمن کمک و همکاری مستقیم برخی وزارت ها چون معارف، حج و اوقاف و افراد سرشناس چون امامان مساجد، علمای دين و تبلغات رسانه ها مي توانند فرهنگ سازی كنند تا مشكلات خبرنگاران زن حل گردد.

در این میان ایجاد نهادهای حمایتی یکی از راه هاییست که می تواند برای زنان خبرنگار سهولت ایجاد نماید. هرچند تا اکنون چندین نهاد حمایت کننده از رسانه ها وجود دارد و برخی این نهادها تنها در بخش حمایت و تشویق زنان خبرنگار فعالیت دارد. مثلا نهاد اجتماعی فرهنگی تساوی و انجمن زنان خبرنگار. اما این یک قدم کوچک است و چندان تاثیری نداشته و نیاز است در این زمینه سرمایه گزاری بیشتری صورت گیرد. البته علمای دین و افراد سرشناس کشور از جایگاه خاصی بر خوردارند. چون جامعه ی افغانستان جامعه ای سنتی است و مردم به شدت مذهبی هستند. اما به هر صورت تا زمان اراده ی نیرومند دولت برای حل مشکلات زنان خبرنگار، این مشکلات پابرجا خواهد بود.

--------------------------

 منبع:

برگرفته از وبلاگ قرن بیست و یک